مرحوم علامه مجلسى رحمة الله درباره مفهوم ذكر مى فرمايد: ذكر حضور معنا در نفس انسان است و گاهى نيز به عمل و دانش ذكر مى گويند و نيز به سخنى كه معناى مرد نظر را در بر دارد، كلمه ذكر اطلاق مى گردد
كاربرد ذكر در مقابل غفلت و نسيان
از جمله كاربردهاى كلمه ذكر، كار برد آن در مقابل غفلت و نسيان است . اين دو كار برد در قرآن نيز ذكر شده است . با توجه به اين دو كار برد، بايد تفاوت بين آنها را باز شناخت . مرحوم علامه طباطبايى رحمة الله ، در ذيل آيه 152 سوره بقره ، در اين باره چنين مى فرمايند:
بايد دانست كه ذكر گاهى در مقابل غفلت گفته مى شود، مانند: آيه ولا تطع من اءغفلنا قلبه عن ذكرنا و آن عبارت از اين است كه انسان توجه به علم خود نداشته باشد. يعنى علم به چيزى دارد، ولى خودش متوجه نيست كه علم به آن دارد، بنابر اين ذكر به معناى علم به علم داشتن است .و گاهى در مقابل نسيان گفته مى شود و آن عبارت از زايل شدن صورت علمى از محفظه ذهن است چنان كه مى فرمايد: و اذكر ربك اذا نسيت بنابراين ، ذكر يعنى وجود صورت علمى در حافظه و همان طور كه نسيان داراى آثارى است ، ذكر هم آثارى مخصوص به خود دارد. پس همان طور كه در بعضى موارد كلمه نسيان را به ملاحظه وجود آثار نسيان ( بدون اينكه حقيقت فراموشى موجود باشد) اطلاق مى كنند و مثلا مى گويند: هنگامى كه بدانى دوستت احتياج به يارى و كمك دارد و او را كمك نكنى ، فراموشش كرده اى در اينجا نه اينكه واقعا او را از ياد برده باشيد، ولى چون به ياد او نبودن اثرى را به دنبال ندارد، مثل اين است كه فراموش كرده اى
روشن شد كه ذكر و ياد در جايى به كار مى رود كه دل انسان متوجه چيزى باشد؛ خواه انسان به چيزى كه قبلا توجه نداشت توجه يابد، و يا اين كه پس از فراموشى چيزى كه قبلا توجه نداشت توجه يابد، و يا اين كه پس از فراموشى چيزى كه قبلا به آن توجه داشت ، مجددا به آن توجه يابد. گاه نيز به اين صورت است كه پس از غفلت از چيزى ، از حالت غفلت خارج مى گردد و مجددا به آن توجه مى يابد. البته براى صدق مفهوم ذكر ضرورتا لازم نيست كه غفلت و نسيان و فراموشى بر آن مقدم گردد، بلكه ذكر و ياد در مورد مطلق هوشيارى و استحضار و توجه نيز به كار مى رود.
بيان اين نكته لازم است كه در سوره كهف ، قبل از آيه و ذكر ربك اذا نسيت ...خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مى دهد كه هرگز نگو من فلان كار را فردا انجام مى دهم و حتما در جايى كه از آينده خبر مى دهى ، جمله الا اءن يشاء الله ، مگر اين كه خدا بخواهد را ذكر كن .اين توصيه از آن جهت است كه هيچ كس و حتى پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز در مقام خداوند نخواهد، كسى توانايى بر انجام كارى ندارد.
نكته ديگر در آيه و اذكر ربك اذا نسيت ...، مساءله نسيان پيامبر صلى الله عليه و آله است كه در آيه بدان اشاره شده است .اين جا اين سؤ ال مطرح مى شود كه مگر پيامبر معصوم نبود و مگر طبق اعتقاد ما و بر اساس آنچه از ادله قطعى استفاده مى شود، پيامبر و معصومان عليه السلام از نسيان و غفلت مبرا و مصون نبوده اند؟ و اگر نسيان و فراموشى در فكر پيامبر راه داشته باشد، مردم نمى توانند به گفتار او اعتقاد كامل داشته باشند.
پاسخ اين سؤ ال اين است كه در بسيارى از آيات قرآن كريم گرچه به ظاهر روى سخن خدا با پيامبر است ، اما مقصود و منظور توده مردم هستند. طبق ضرب المثل عرب ، سخن خداوند در اين موارد، از باب اياك اعنى و اسمعى يا جاره است ؛ همان كه در فارسى نيز مى گوييم : به در مى گويند كه ديوار بشنود.